حسين قرچانلو

16

جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )

سپاهيان اقطاع داد . « 1 » به نوشتهء ادريسى ، حلب دار الامارهء ( جند ) قنّسرين و شهرى است پرجمعيت ، بر كنار راهى كه به عراق و سرزمين فارس و خراسان مىرود . بر گرد شهر باره‌اى از سنگ سفيد است و نهر قويق بر كنار دروازهء آن جارى است و قويق رود كوچكى است كه آب زيادى ندارد و به شهر داخل مىشود و در خيابانها و بازارها و خانه‌ها جارى است و آب مشروب مردم شهر از آن است . نهر قويق از يك آبادى كه سنياب خوانده مىشود و در شش ميلى دابق قرار دارد جارى مىشود و پس از هجده ميل به حلب مىرسد و از آنجا پس از بيست ميل راه به شهر قنّسرين و پس از دوازده ميل راه به مرج الاحمر مىرسد و پس از آن در نيزارها فرو مىرود ؛ بنابراين از سرچشمه‌اش تا جايى كه فرو مىرود ، 42 ميل راه است . حلب چشمهء آب خوبى نيز دارد . « 2 » صلاح الدين ايوبى در 579 ق در مقابل واگذارى سنجار ، نصيبين ، خابور ، سروج و رقّه به عماد الدين زنگى ، شهر حلب را گرفت و به آن شهر درآمد . « 3 » ابن ليون پادشاه ارمنستان در 602 ق . بر اعمال حلب تاخت و قتل و تاراج كرد . . . ولى سرانجام به بلاد خود بازگشت . « 4 » به نوشتهء ياقوت ، حلب شهرى بزرگ و وسيع و پربركت و خوش آب و هوا و قصبهء اردوگاه قنّسرين است . وى مىنويسد : حلب در لغت به معناى شير دوشيده است ، چون نقل مىكنند كه ابراهيم ( ع ) گوسفندانش را در آنجا دوشيد و انفاق كرد . حلب در زمان سلوكوس نيكاتور كه شاه سوريه و بابل و بلاد عليا بود بنا شد . . . و سلوكوس همان است كه شهرهاى لاذقيه ، سلوكيه ، افاميه و ادسا را كه به رها معروف است بنا كرد . « 5 » اين جغرافيادان دربارهء قلعه حلب نيز مىنويسد : در محكمى و استوارى به آن ضرب المثل مىزنند . حلب در زمينى درّه مانند و پرنشيب قرار دارد و در وسط آن ، كوهى بلند و مدور است و قلعه در بالاى آن كوه بنا شده و در وسط قلعه آبگيرى با آب گوارا وجود دارد . قلعه ، مسجد جامع و بوستانها و خانه‌هاى بسيار دارد . قلعهء حلب در دورهء صلاح الدين

--> ( 1 ) . همان ؛ ج 4 ، ص 351 . ( 2 ) . نزهة المشتاق ؛ ج 2 ، ص 648 - 649 . ( 3 ) . تاريخ ابن خلدون ؛ ج 4 ، ص 401 . ( 4 ) . همان ؛ ج 4 ، ص 515 . ( 5 ) . معجم البلدان ؛ ج 2 ، ص 282 .